محمد تقي جعفري

151

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

1 - احساس تعهد برين : - اين عامل در درون ما به دو گونه بجريان مىافتد : يك - احساس تعهد برين در بارهء ديگر انسانها ، اين احساس با نظر به ارتباط انسانها با يكديگر و احساس مشاركت در اندوه‌ها و شادىها و خوشىها و ناخوشىها و احتياجات فعاليت مىكند . اين احساس تعهد چنان كه در مباحث مربوطه بررسى شده است ، غير از قراردادها و پيمانهاى مربوط به امكان پذير ساختن زندگى معمولى است كه نوعى از جبر و ضرورت زندگى دسته جمعى مىباشد . احساس تعهد برين منشأ اساسى مكتب انسانى ( اومانيسم ) است كه عشق و علاقه به نوع انسانى را در ما فوق ضرورتهاى جبرى زندگى دسته جمعى توصيه مىكند . دو - احساس تعهد برين براى به تكامل رسانيدن وجود خويشتن در جهان هستى در همهء حالات و شرايط . اين احساس نيز ريشهء بس اساسى در روان آدمى دارد كه نفرت و گريز از بيهودگى وجود يكى از نتايج آن است . بثمر رسيدن احساس تعهد برين در هر دو نوع كه مطرح كرديم ، با نظر به ريشه دار بودن آن در روان آدمى ، قانونى دارد و جريانى . 2 - وجدان : - با فعاليّتهاى گوناگونى كه دارد ، يكى از عاليترين نيروهاى درونى انسانى است . بجريان افتادن قانونى اين نيرو نيز مبانى و شرايط و نتايج مخصوصى دارد كه در صورت اعتدال و فعاليت مخصوص به خود كه در علوم روانى و فلسفى گوشزد مىشود ، بازگو كنندهء فطرت سالم خود مىباشد . 3 - كمال جويى : - انكار نيرو يا حسّ كمال جويى در انسان با اصطلاح بافىهاى حرفه اى مبارزه با واقعيتى است كه مساوى با واقعيت خود انسان است . پرورش و تنظيم و توجيه صحيح اين حسّ يا نيروى عالى فطرت اصلى ، آن را بجريان مىاندازد . از مجموع ملاحظات گذشته به اين نتيجه مىرسيم كه ناديده گرفتن فطرت و يا به ابهام انداختن آن بوسيله اصطلاحات خوش آيند ، در حقيقت چيزى جز ناديده گرفتن و يا مبهم ساختن جريان قانونى نيروها و استعدادهاى انسانى نيست .